خانمها دو دستن:
اونایی که تاپ مشکی می پوشن و اونایی که نمی پوشن...
.
.
.
.
.
نمی دونم چه ربطی داره ولی به این دسته بندی شدیدا اعتقاد دارم
+ نوشته شده در سه شنبه
1390/02/27ساعت 20:14  توسط anonymouswriter
|
مرده شور مویایلی رو ببرن که ازش sms عاشقانه بیرون نمیاد....
.
.
.
.
.
.
و صاحبشو...
+ نوشته شده در شنبه
1390/01/13ساعت 14:28  توسط anonymouswriter
|
دلم میخواد روزی برسه که بیام اینجا به خاطر این
پست بنویسم گه خوردم...
.
.
.
.
.
بدیش اینه که مطمئن نیستم...
+ نوشته شده در یکشنبه
1389/11/24ساعت 19:37  توسط anonymouswriter
|
همیشه از وبلاگایی که فقط چس ناله داشتن بدم میومد
.
.
.
.
.
حالا وبلاگ خودم نمونه کاملی از اونها شده...
+ نوشته شده در یکشنبه
1389/11/24ساعت 19:31  توسط anonymouswriter
|
زندگیمو تباه کردی....
.
.
.
.
.
به خاطره زجر لحظه لحظه این سالها نمی بخشمت...
+ نوشته شده در جمعه
1389/11/22ساعت 22:8  توسط anonymouswriter
|
ای کاش به جای اینکه اینهمه نگرانمان باشی و به من هم نگرانی برای عزیزان را بیاموزی،.....دوستم داشتی و به من هم دوست داشتن عزیزان را آموخته بودی....
.
.
.
.
.
افسوس...
+ نوشته شده در جمعه
1389/11/15ساعت 11:21  توسط anonymouswriter
|
به نظر من یکی از چیزایی که شدیدا نشانه شخصیت و سطح فرهنگ یک شخص می تونه باشه، نحوه عطسه کردنشه( نوع عطسه؟، صدای عطسه و ...)
.
.
.
.
.
البته بعد از ارائه بلیط
+ نوشته شده در سه شنبه
1389/10/28ساعت 18:17  توسط anonymouswriter
|
حالم از این ایمیلهایی که توش یاداوری می کنن که چی داری و اصرار می کنن باید بخاطر چیزهایی که داری خدا رو شکر کنی و جمله هایی مثل: به عشق در نگاه اول ایمان داشته باش و یه مشت .. شعر و دری وری دیگه تحویل ملت میدن بهم میخوره....
.
.
.
.
.
دلم می خواد نویسنده ( یا فرستنده ) شو گیر بیارم و اون سر این زندگی ....رو که تا دسته فرورفته، به ...اون فرو کنم.
+ نوشته شده در جمعه
1389/10/17ساعت 14:13  توسط anonymouswriter
|
واقعا دلم میخواد بدونم چند نفر ممکنه پیدا بشه که از زندگیش راضی باشه و یه همچین وبلاگایی رو بخونه؟؟؟
.
.
.
.
.
تورو خدا اگه کسه هست خودشو معرفی کنه،....بخدا باهاش کاری ندارم...
+ نوشته شده در جمعه
1389/10/17ساعت 13:59  توسط anonymouswriter
|
فرقی نمی کنه چقدر تو زندگیه حرفه ایت ( شغل،تحصیل، موقعیت اجتماعی و ...) موفق باشی...
.
.
.
.
.
اگه همه اینارو داشته باشی اما تو زندگیه خصوصیت موفق نباشی، هیچی نداری....
+ نوشته شده در جمعه
1389/09/19ساعت 20:25  توسط anonymouswriter
|
یه سوال دارم...
شماها همیشه از موفقیتهای دیگران خوشحال میشید؟(البته به جز اعضای درجه ۱ خانواده)، همکلاسی، همکار، همسایه، دوست و ....
.
.
.
.
.
میدونم با این اعتراف ممکنه شخصیتم زیر سوال بره،...ولی من در اغلب موارد خوشحال نمیشم... حتی گاهی ناراحت هم میشم....بخصوص اگه موضوعی باشه که من هم قبلا امتحانش کردم و موفق نشدم....
+ نوشته شده در شنبه
1389/09/13ساعت 19:40  توسط anonymouswriter
|
میگم نمیشه یه دستگاهی اختراع بشه و به همه آدما وصل بشه ... طرز کارشم این باشه که وقتی طرف مسواک نزده از خونه اومد بیرون،با پتک اینقدر بزنه تو سرش تا مجبور بشه برگرده خونه مسواک بزنه....
.
.
.
.
.
پدر سگ انگار خره مرده خورده....
+ نوشته شده در جمعه
1389/09/05ساعت 20:15  توسط anonymouswriter
|
کلا از شخصیت کسایی که توی محل کار، صندل میارن بجای کفشاشون می پوشن خوشم نمیاد....
.
.
.
.
.
ارتباط صندل با شخصیتو، خودم هم نمی دونم...
+ نوشته شده در سه شنبه
1389/09/02ساعت 17:44  توسط anonymouswriter
|
مگه نمیگن در حق هرکی هرکاری کردی اون دنیا باید جواب بدی؟
.
.
.
.
.
خدایا اون دنیا چه جوری میخوای جواب منو بدی؟!!!
+ نوشته شده در شنبه
1389/08/22ساعت 18:50  توسط anonymouswriter
|
نمیدونم ۱۰-۱۵ سال دیگه که این نوشته هارو بخونم، به دغدغه های امروزم می خندم و پیش خودم میگم دیدی چه راحت برطرف شدن یا...
.
.
.
.
.
می خندم و میگم بیچاره خبر نداشتی چه چیزهای بدتری در راهِ.
+ نوشته شده در شنبه
1389/08/22ساعت 18:46  توسط anonymouswriter
|